شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو مهر من دل از لطف تو لرزان می‌شودبر سر من سایه‌ات ابر زمستان می‌شود
۲
در بهاران توبه از می کردم و نادم شدمحرف بی‌جا هر که می‌گوید پشیمان می‌شود
۳
جابه‌جا از گریه تخم‌افشانی گل کرده‌امعندلیبان مژده‌ای عالم گلستان می‌شود
۴
آخر از بیداد تو کارم به بی‌دردی کشیددل چو بیند محنت بسیار سندان می‌شود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth