شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر سرم گل زده از زخم نمایانی چندهست بر گردنم از تیغ تو احسانی چند
۲
دیده دادست به من وعدهٔ طوفانی چندمی‌روم دور ازین شهر بیابانی چند
۳
داغم این گرسنه چشمی ز کجا آوردستکه نشد سیر و تهی گشت نمکدانی چند
۴
غم یار آمد و از جیب دل تنگم ریختگل چاکی که نگنجد به گریبانی چند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth