خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خط و چهرهٔ جانان به نظر میآیدکی مرا سنبل و ریحان به نظر میآید
۲
در مصیبتکدهٔ دهر ز بس غم دیدمروز وصلم شب هجران بهنظر میآید
۳
خاطر آشفتهٔ آن زلفم و هر صبح مرادر وطن شام غریبان بهنظر میآید
۴
با خیال سر زلف تو چو شب خواب کنمتا سحر خواب پریشان بهنظر میاید
صفحهٔ ۱ از ۴