خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم او رهزن ایمان بهنظر میآیدآفت دین و دل و جان بهنظر میآید
۲
آن غباری که ز من یار به خاطر داردزان برافشاندن دامان بهنظر میآید
۳
بعد ازین چاره صبوریست که بیدرد مراگریه بازیچهٔ طفلان بهنظر میآید
۴
میکنم ذوق به صد رنگ ز خون خوردن دلکی مرا نعمت الوان بهنظر میآید
صفحهٔ ۱ از ۳