خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوشا طالع پیری که جوانی دارداز جهان گذران سرو روانی دارد
۲
تا که را تیر کمانابروی من بنوازدکه به هر گوشه چو من دل نگرانی دارد
۳
ای که گویی که مرو در پی آن شاه سواربا کسی گوی که در دست عنانی دارد
۴
نخورد قطرهٔ آبی و صفیری نکشددر کمین مرغ دلم سخت کمانی دارد
صفحهٔ ۱ از ۴