خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او میرود از رفتنش آرام جانم میرودصبر و قرارم میرود تاب و توانم میرود
۲
دردا که آن بیدادگر بهر سفر بسته کمرداد دل خونینجگر از وی ستانم میرود
۳
از رفتن آن دلشکن ای مهربان غمخوار منبا من مگو چندین سخن من نیز دانم میرود
۴
خاطر مرا دلگیر شد از زندگانی سیر شدخواهم ازین غم پیر شد رعنا جوانم میرود
صفحهٔ ۱ از ۲