خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل در شط غمت به قرار آشنا نشددردا که کشتیم به کنار آشنا نشد
۲
بر باد داد خاک جهان را هوای توبا دامن تو هیچ غبار آشنا نشد
۳
تا دامن وصال تو از دست دادهامدستم ز کار رفت و به کار اشنا نشد
۴
تنها نه ننگ دودهٔ آدم شدم ز عشقبا من سگ در تو ز عار آشنا نشد
صفحهٔ ۱ از ۳