خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کجا هر صبح صرف چاک سازم جیب نومن که آوردم به رنگ گل گریبانی و بس
۲
تا توانم سبزکردن خار صحرای جنوناز خدا چون ابر خواهم چشم گریانی و بس
۳
در شب وصل آنچه بود از سیم و زر کردم نثاردر بساطم مانده چون شمع سحر جانی و بس
۴
خلعت من گر تمام اجزا نباشد گو مباشاز برای چاک میخواهم گریبانی و بس
صفحهٔ ۱ از ۲