شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا گرفتارت شدم از رشک گویم هر نفسغیر من یارب گرفتارش مبادا هیچ‌کس
۲
عاشقم پروا ندارم از گرفت و گیر کسمست او را نیست باک از محتسب بیم از عسس
۳
از نظر محمل نهان گردید و ره گم کرده‌امای جرس یک‌ره به فریادی مرا فریاد رس
۴
بر رکایت چون توانم بوسه زد جانا که منپیرم و تو از جوانی تند می‌رانی فرس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth