خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کند خراب جهانی به یک عنان گردشمگر ز چشم تو آموخت آسمان گردش
۲
چنانکه چرخ کند تیز تیغ و خنجر راکند فلک به مراد ستم گران گردش
۳
کنم به مرکز آسودگی قرار اکنونفلک نیم که کنم گرد این جهان گردش
۴
فتاد پای ز پرکار و میکنم پی همبه گرد نقطهٔ خال تو همچنان گردش
صفحهٔ ۱ از ۲