خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۵۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم غمدیدهٔ عشق است بگذارید ناشادشکهن ویرانهای دارم که نتوان کرد آبادش
۲
دلی دارم که بهر سوختن کردند ایجادشسپندآسا ندارد هیچکس پروای فریادش
۳
به طفلی درس چون میگفت از سیپاره استادشچه میشد پارهٔ مهر و وفا گرد یاد میدادش
۴
مرا خود نیست این طالع خوشا مرغ گرفتاریکه گاهی رخصت نالیدنش باشد ز صیادش
صفحهٔ ۱ از ۴