شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۵۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نسوزد شام مرگم کس به خاک من چراغکرده‌ام در زندگی از داغ دل روشن چراغ
۲
خانه نتوان ز آتش همسایه روشن‌ساختنمی‌روم تا آورم از وادی ایمن چراغ
۳
آتشین داغ دلم از رخنهٔ پهلوی منمی‌نماید آن‌چنان خود را که از روزن چراغ
۴
می‌روی غمخانه‌ام تاریک می‌ماند مروباش تا از آتش رویت کنم روشن چراغ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth