شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون شاخ‌های درختی که شد ز سرما خشکز آه سرد مرا گشته جمله اعضا خشک
۲
نداشت حرمت دامان پاک یوسف راندانم از چه نشد پنجهٔ زلیخا خشک
۳
شراب خرمی ای گل که ریخت در جامتدرین چمن که بود سبزه همچو مینا خشک
۴
عجب مدار اگر از سموم نالهٔ منشود چو پیکر مجنون درخت صحرا خشک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth