خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی درد به افسانه و افسون رود از دلهرگز نرود گر به مثل خون رود از دل
۲
غم نیست گر از درد توام خون رود از دلترسم که به آن درد تو بیرون رود از دل
۳
هرگاه کند گریهام از یاد تو طوفانسیحون ز جگر آید و حیجون رود از دل
۴
ترسم چو به این حال مرا یار ببیندغمگین رود از دیده و محزون رود از دل
صفحهٔ ۱ از ۲