خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که رفت از پی تو صد جا دلکو به کو شد خراب و رسوا دل
۲
درد او را مگر علاج کندمیفرستم بر مسیحا دل
۳
با دلم کرد آنچه نتوان کردناخداترس شوخ ترسا دل
۴
سخت کاریست عشق همچو توییمیتراشم ز سنگ خارا دل
صفحهٔ ۱ از ۳