شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم به زلف کسی مبتلاست من چه کنمنصیب او ز قضا این بلاست من چه کنم
۲
چو گفتمش نرسیدی به داد من ای ماهبگفت طالع تو نارساست من چه کنم
۳
به پیش من عبث ای دل ز زلف یار منالتو را بلای خدا در قفاست من چه کنم
۴
ز درد دل بر آن بت شکایت آوردمشنید و گفت که این از خداست من چه کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth