شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر رسم روزی به دلداری که می‌خواهد دلموا کنم از گریه طوماری که می‌‌خواهد دلم
۲
ابر کو تا گریهٔ زاری کنم از رشک اوای خدا بفرست همکاری که می‌‌خواهد دلم
۳
گر چو بلبل گوش بر حرف من اندازد گلیسر کنم شوریده گفتاری که می‌‌خواهد دلم
۴
گر فتد تاری به کف از زلف کافرکیش اومی‌توانم بست زناری که می‌‌خواهد دلم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth