شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۶۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر دم از درد دگر می‌گریمگه دل و گاه جگر می‌گریم
۲
یک دم از گریه نکردم خاموشروز و شب شام و سحر می‌گریم
۳
خبرت هست که من از دستتمی‌زنم دست به سر می‌گریم
۴
آن کمر از کمر افکند مرااکثر از درد کمر می‌گریم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth