خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیسازد هوای جز هوای خانهٔ خویشممبر سوی چمن ای همدم از کاشانهٔ خویشم
۲
من دیوانه دستافشان و پاکوبان روم از جازند زنجیر اگر روزی صلای خانهٔ خویشم
۳
برافروزد چراغآسا ز شادی داغ حرمانماگر آن شمع خواند یک شبی پروانهٔ خویشم
۴
ندارد غیر خون آن هم بود از جرعهای کمتربه رنگ لاله داغ از قسمت پیمانهٔ خویشم
صفحهٔ ۱ از ۲