خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم آن خسته که از درد محابا نکنمگر کشد کار به مردم که مداوا نکنم
۲
گر بدانم که سر کشتن ما دارد یارنکنم زندگی خضر تمنا نکنم
۳
نکنم بار دیگر دعوی آتش نفسیگر به یک دم دل سنگین تو مینا نکنم
۴
حکم فرما که به دیوان قیامت ظالمسر کنم شکوهٔ شمشیر تو را یا نکنم
صفحهٔ ۱ از ۳