خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۶۹۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان آزرده به کوی تو سپردیم و شدیمتو بزی شاد که ما غمزده مردیم و شدیم
۲
تا به کی گرم به اغیار توان دید تو راآخر از بزم تو چون شمع فسردیم و شدیم
۳
از جان گذران سخت مکدر رفتمگرد بسیار درین قافله خوردیم و شدیم
۴
این جهان چیست مرضخانهٔ ما بیمارانبه ضرورت نفسی چند شمردیم و شدیم
صفحهٔ ۱ از ۲