شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز کویش دوش رخت از غیرت اغیار می‌بستمبه خون دیده نقش خویش بر دیوار می‌بستم
۲
سری با خودنمایی‌ها ندارم ورنه همچون گلدل صدپاره را بر گوشهٔ دستار می‌بستم
۳
مرا امید بهبودی دل بیمار اگر بودیبرای او هزاران نسخه چون عطار می‌بستم
۴
ندانستم که خواهد شد گرفتار بلا آن هممن آن روزی که دل در طرهٔ طرار می‌بستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth