شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را با من سر جور و جفا بود است دانستمسرت گردم گناه من وفا بود است دانستم
۲
تو را ای بی‌مروت یار گرفتن دوست نامیدنغلط بود است فهمیدم خطا بود است دانستم
۳
ازین آهسته رفتن‌ها وزین برگشته دیدن‌هاتو را جانان حریفی در قفا بود است دانستم
۴
خدنگ غمزهٔ ابروکمانان از نشان دلنمی‌گردد خطا تیر قضا بود است دانستم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth