خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز حرف ناصح دمسرد ترسیدن نمیدانمبه رنگ شعله از هر باد لرزیدن نمیدانم
۲
ببر یک شب به طوف شمع ای پروانه همراهمکه من آداب گرد یار گردیدن نمیدانم
۳
ز نادانی که شادم پیش او از شکوه طوماریکنون درماندهام چون طفل پیچیدن نمیدانم
۴
هوای این چمن چون شمع با نخلم نمیسازدز بالیدن چه پرسی غیرکاهیدن نمیدانم
صفحهٔ ۱ از ۳