خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برد سرمایه ابر از چشم گریانی که من دارمکه را بر لاله و گل هست احسانی که من دارم
۲
تبسم میکند چون صبح و میگوید به زیر لبکه شور افتد به عالم از نمکدانی که من دارم
۳
مرا در عشق بازی همچون گل زان خنده میآیدکه نتوان دوختن چاک گریبانی که من دارم
۴
به زارم میکشد وز بهر قتلم زنده میسازدکه دارد دوستداران دشمن جانی که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۲