خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور از تو گر دمی به گلستان نشستهامهمچون گناهکار به زندان نشستهام
۲
نخل خزان رسیدهٔ گلزار هستیامبرگم به باد رفته و عریان نشستهام
۳
اینجا که سر امانت تیغ فنا بودسودا نگر که در غم سامان نشستهام
۴
اغیار دامن تو گرفتند و من چو گلدر خون ز رشک تا به گریبان نشستهام
صفحهٔ ۱ از ۳