خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز وصل آن گلاندام است تا بیبهره آغوشمبود پشتارهای چون خارپشت از خار بر دوشم
۲
به دشواری رود از سنگ نقش آثار طالع بینکه آن بیمهر من یکبار کرد از دل فراموشم
۳
تو بنویسی به کس مکتوب لیک از بدگمانیهاچو برخیزد کبوتر از لب بامش برد هوشم
۴
نمیسازد به دامن پای من از هرزهگردیهاز دستش میکند آخر گریبان چاک پاپوشم
صفحهٔ ۱ از ۲