شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مانند سپند از بس بی‌طاقتی انگیزمدر آتش سودایت بنشینم و برخیزم
۲
روزی که رسی بر سر این خستهٔ هجران راشاید که تو بنشینی صد حیله برانگیزم
۳
یک شب به لب شیرین شور دل من بنشانمپسند که مردم را در دیده نمک ریزم
۴
از بهر گلوی من ای کافر سنگین‌دلگر تیز کنی خنجر هرگز به تو نستیزم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth