شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر بیگانه گاهی گاه پیش خویش می‌نالمخدنگی خورده‌ام از چشم کافرکیش می‌نالم
۲
به منزل نارسیده هر قدم زاری است کار منمرا تا هست راهی چون جرس در پیش می‌نالم
۳
نمی‌آرد به شورم او به چشمم گر نمک ریزدوگر غیری مرا مرهم نهد بر ریش می‌نالم
۴
به‌طور خود مرا بگذار ناصح حالتی دارمکه گر گویی فلانی ناله کم کن بیش می‌نالم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth