خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گریه به دولت تو ممتازماز یاد تو اشک را گهر سازم
۲
تنگ آمدم از جنون نمیدانمزنجیر به گردن که اندازم
۳
مانند سپند دور چشم بدبوی از سوز دارد آوازم
۴
شرمی از روی من نمیدارداین اشک که گشته است غمازم
صفحهٔ ۱ از ۲