شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بی‌مهری چرخ از مهربانی دور افتادمچه‌قدر اکنون مرا کز قدردانی دور افتادم
۲
اگر جان جهانی بر لب آید از فغان منعجب نبود که از جان جهانی دور افتادم
۳
بود کامم به زهر آغشته و تلخ است عیش منکه از شکر لب شیرین دهانی دور افتادم
۴
اگر در خاک بنشینم و گر در خون به جا باشدکه همچون تیر از ابروکمانی دور افتادم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth