خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با خود از دوستیش این همه دشمن کردمکس به دشمن نکند آنچه به خود من کردم
۲
شمعسان شکر که از دولت بیداری بختخدمت بزم تو را تا دم مردن کردم
۳
باشد افروخته تا صبح قیامت داغماین چراغیست که از روی تو روشن کردم
۴
کوچهٔ عشق ز خاکستر دلسوختگانگلخنی بود ز ابر مژه گلشن کردم
صفحهٔ ۱ از ۴