شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه سرد خود اگر مطلق عنان می‌ساختمآن بهار حسن را در دم خزان می‌ساختم
۲
عاجزم در قبضهٔ هجران کافرکیش اومن که دائم با کشاکش چون کمان می‌ساختم
۳
گر ز چشم دام می‌دیدم نگاه التفاتفارغ‌البال این‌چنین کی آشیان می‌ساختم
۴
یاد ایامی که کار عشق می‌کردم به چشمقاصد اشکی به سوی او روان می‌ساختم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth