شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همان بهتر که من از آستانش زود برخیزمچه لازم بعد روزی چند ناخشنود برخیزم
۲
ز سودا نقد جان خویشتن را پرزیان کردمنشستن بر در او چون ندارد سود برخیزم
۳
برایت سوختم رحمی نفرمودی ازین ماتمسیه‌پوش از سر آتش به‌سان دود برخیزم
۴
چنان سوزم که همچون شعله خاکسترنشین گردمندانم کز سر آتش به‌سان دود برخیزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth