شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۷۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به گلشن پیش آن نازآفرین چشمز خجلت دوخت نرگس بر زمین چشم
۲
بتان چون غنچهٔ نرگس نهفتندز شرم چشم او در آستین چشم
۳
ز اشک ابر باغ و راغ شد سبزخدا گر چشم بخشد این چنین چشم
۴
نمی‌رفتیم نزدیک محبتاگر می‌بود ما را دوربین چشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth