خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۷۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست من افتاد کار گریبانبلای عجب شد دوچار گریبان
۲
چو گل تحفهٔ چاک ای دست شوقمبه دامن ببر از دیار گریبان
۳
ز هر چاک میغلطد اشکی به رنگیبیا سیر کن آبشار گریبان
۴
اگر دامن گریه افتد به دستمچه گلها کنم در کنار گریبان
صفحهٔ ۱ از ۳