خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی بود گریه دست و گریبانم اینچنیندامن کشید یار که گریانم اینچنین
۲
اشکم به یاد روی که گردید لالهگونرنگین نبود گوشهٔ دامانم اینچنین
۳
چون بوی گل برآمدهام از لباس رنگیعنی که در هوای تو عریانم اینچنین
۴
عکسم شدست صورت دیوار آیینهدر کار خود جدا ز تو حیرانم اینچنین
صفحهٔ ۱ از ۳