خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آ خندان ز در جانانهٔ منگلستان ساز آتش خانهٔ من
۲
مکن عزم سفر جانانهٔ منمکن ویرانهتر ویرانهٔ من
۳
برافروزم چراغآسا ز شادیاگر گویی مرا پروانهٔ من
۴
ز شادی بگسلم زنجیرها رااگر گویی بیا دیوانهٔ من
صفحهٔ ۱ از ۳