شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌نهد هرگاه آن سرکش جوان پا بر زمینمی‌گذارد منت روی زمین را بر زمین
۲
نیستم بیکار مشق انتظاری می‌کنممی‌کشم پیوسته از یاد تو خط‌ها بر زمین
۳
در تو ای مه پاره تأثیری نکرد افسون ماگرچه آوردیم اختر را ز بالا بر زمین
۴
می‌گذارد هر بلا کز آسمان اید فرودپیش بالای تو پشت دست خود را بر زمین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth