خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فتاد از ضعف نبضم از طپیدندگر نتوان به درد من رسیدن
۲
پی یک دم همآغوش کمان رابسی خمیازه میباید کشیدن
۳
به یاد قامتش میخیزد آهمعجب نبود ازو بالا دویدن
۴
به این ضعفی که من دارم گرفتمز خود رفتم کجا خواهم رسیدن
صفحهٔ ۱ از ۴