شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کنون که موج سرشکم رسید تا گردنچه‌سان ز سلسلهٔ غم شود رها گردن
۲
اگر به قصد سر غیر می‌کشی شمشیربه جان من که نخستین بزن مرا گردن
۳
گداخت پیش تو از شرم شیشهٔ حلبیزمان یاد ندارد به این صفا گردن
۴
دل شکسته ما را درست کن یک بارشکسته‌ایم به پیش تو بارها گردن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth