شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح خندید ای دل خوابیده چشمی باز کنگریهٔ بر رغم این پیر خنک آغاز کن
۲
دور چشم بد در آتش کرده‌ای جا ای سپندگر ز تنهایی دلت سوزد مرا آواز کن
۳
از نگاه سرمه‌سا بستی زبان ناله‌امای سرت گردم علاج گریهٔ غماز کن
۴
کین به عاشق مهر با اهل هوس رسم کجاستدل‌ربایی می‌کنی باری به یک انداز کن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth