شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل هوس شیشه و پیمانه رها کنهوشیار شو این شیوهٔ مستانه رها کن
۲
بسیاری دل زلف تو را کرده پریشانزین سلسله جانان دو سه دیوانه رها کن
۳
چشم تو به تاراج برد دین و دل و جانقربان تو این غارت ترکانه رها کن
۴
خواهد سر آن طره ز دست تو به در رفتاین کشمکش بیهوده‌ای شانه رها کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth