خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سیل روم در طلب دوست شتابانویرانه به ویرانه بیابان به بیابان
۲
از خانه برون آمدنت نیست مناسبهستند درین کوچه بسی خانهخرابان
۳
یک سرو به موزونی قد تو ندیدیمگشتیم درین باغ خیابان به خیابان
۴
روشن شده از پرتو روی تو همه شهربر کلبهٔ من نیز بتاب ای مه تابان
صفحهٔ ۱ از ۲