خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باش ای گل عم یکساله ز بلبل بشنوبعد دیری به چمن آمدهای زود مرو
۲
از متاع دو جهان آنچه به من بخشیدندنیست جز یکدل و آن نیز به صد جاست گرو
۳
جان مکن از پی لعل لب شیرین فرهاداین نگینی است که کندند به نام خسرو
۴
مینمایند به انگشت ز دورش هرچندنسبت دور به ابروی تو دارد مه نو
صفحهٔ ۱ از ۴