شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داغ بر سر نهم از یاد رخت گل گفتهخون به ساغر کنم از شوق لبت گل گفته
۲
نالهٔ دل که به یاد گل رخسار کسی استهمه‌شب گوش کنم نغمهٔ بلبل گفته
۳
شان معشوقیت ای شوخ نخواهد کم شدنگهی سوی من انداز تغافل گفته
۴
پیش او شکوهٔ آن زلف مسلسل کردمکرد باطل همه را یار تسلسل گفته
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth