خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهر و وفا ز من ز بتان جور و کین همهمن آنچنان که گفتم و ایشان چنین همه
۲
تو یوسفی و جمله نکویان برادرتآخر نهند سر به زمین پیش تو همه
۳
با مهربانی توام ای ماه باک نیستخوبان به من شوند اگر خشمگین همه
۴
دیوانه نیستم ولیکن برای مادارند سنگ در بغل و آستین همه
صفحهٔ ۱ از ۳