شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خدا برد به کجا می‌روی شتاب‌زدهپی کدام دل دیگر اضطراب زده
۲
چه مستی است به چشم بتان تعالی‌اللهکه پشت دست به پیمانهٔ شراب زده
۳
فرودم آمده‌ای در دل و عجب دارمکه خیمه چون تو شهی در دو خراب زده
۴
ز تاب روی تو دل می‌برد به زلف پناهبلی به سایه کشد رخت آفتاب زده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth