خلوتی با واقف لاهوری
شمارهٔ ۸۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز چشمم میرسد آن نور دیدهخدا داند که از مردم چه دیده
۲
به آهنگ عجب نالید امشبمگر بلبل فغان من شنیده
۳
دل از بس ناتوان شد در فراقتبه صد جرثقیل آهی کشیده
۴
مرا کشت این نصیب بد که تیرشز من بگذشته غیری را رسیده
صفحهٔ ۱ از ۳