شعر را زندگی کن
خلوتی با واقف لاهوری

شمارهٔ ۸۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ناصح فریب نرگس فتان ندیده‌ایجنگ گریز لشکر مژگان ندیده‌ای
۲
آن روی همچو آتش سوزان ندیده‌ایآن خانه سوز گبر و مسلمان ندیده‌ای
۳
بر چاک سینه‌ام چه بلاخنده می‌زنیآن سینه را ز چاک گریبان ندیده‌ای
۴
جمع است خاطرت که ز سودای طره‌ایدر عمر خویش خواب پریشان ندیده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth